1. هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع می شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
2. جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
3. هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
4.
رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد
5.
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
6. کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
7. عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
8. گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
9. آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
10. بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
11. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
12. کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
13. کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .
14. کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.
15. کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند
16. از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
17. از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
18. چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد
19. هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.
20. عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .
21. حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.
22. همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی
23. همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی
24. به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.
25. هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کندی
26. بخشندهترین مردم کسی است که به آنکه چشم امید به او نبسته، بخشش کند.
27. بی گمان شیعیان ما، دلهایشان از هر خیانت، کینه، و فریبکارى پاک است.
28. هر کسی که سه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شود و در قیامت نیز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود
29. نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید
30. خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مىآورد و آنگاه او از ستمگران انتقام مىگیرد
31. من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود
32. خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارىها) ادبم مکن
33. عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمىشود
34. از نشانه هاى خوشنامى و نیكبختى ، همنشینى با خردمندان است.
35. اى مردم در خوبىها با یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصتها شتاب نمایید و کار نیکى را که در انجامش شتاب نکردهاید، به حساب نیاورید.
36. غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد.
37. کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .
38. بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
39. عقل جز به پیروی از «حق» کمال نمی یابد آیا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی شود؟
40. خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى ها) ادبم مکن.
41. كسى در روز قيامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن كه در دنيا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصيت نگردد-
42. بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد (سلام نکند).
43.
سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب از برای سلام کننده و یک ثواب برای جوابگو است (با وجود آنکه سلام کردن مستحب ولی جواب دادن آن واجب است).
44.
هر که خدا را ، آنگونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند
45. گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است
46. كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد ، ديرتر به آرزويش مي رسد و زودتر به آنچه مي ترسد گرفتار مي شود
47. هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع می شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
48. رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
49. بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
50. کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.
بشکه نفت
بشکه نفتی داخل انبار بود
سالن انبار تنگ و تار بود
عصر جمعه حول و حوش شیش و هفت
برق سالن اتصالی کرد و رفت
عدهای هم جمع بودند از قضا
صف کشیده تا کنار پلهها
یک به یک میآمدند و با ادب
لمس میکردند و میرفتند عقب
لمس میکردند مردان و زنان
هر کسی چیزی گمان میبرد از آن
این یکی استادکار ذوالفنون
گفت چیزی نیست این غیر از ستون
آن یکی مرد سیاسی با دو دست
لمس کرد و گفت حتما قدرت است
کودکی هم روی آن دستی کشید
گفت اسنک بود با طعم شوید!
کهنه رندی هم رسید و دست زد
گفت ایران هزار و چارصد
عاشقی هم گفت این دعوا خطاست
بی خیال بشکه معشوقم کجاست؟
عاقلی هم میگذشت از آن کنار
گفت مارک و لیره و پوند و دلار
دختری هم ناگهان جیغی کشید
گفت مردی بود با اسب سپید
عدهای ناگاه از راه آمدند
شمعی آوردند تا روشن کنند
شمع را با فندکی افروختند
بشکه در دم منفجر شد سوختند
بشنو اما حاصل این گفتگو
ما درون بشکه نفتیم ای عمو
میرسد هر کشوری از هرکجا
پای خود را میکند در کفش ما
حرف آخر یک کلام است و همین
کاشکی بی نفت بود این سرزمین
مرحوم مستجاب احمدیان... روحش شاد
تمام آنچه که در سخنان شریعتی در باب یک اسلام شورانگیز برای رسیدن به یک جامعه انسانی وجود دارد، چیزی است که مخالفت مطلق دارد با آنچه که امروز در جامعه تخدیرشده ما دیده می شود که یک اسلام منحرف که پوستین وارونه بر آن پوشیده شده است به خورد مردم داده میشود و جوانان ما حقیقتا تقدیس خشونت می کنند و با تحریف حقیقت خوش هستند و تمام مطبوعات ما هم در همین راه می روند. شریعتی اگر امروز بود مطمئن باشد که یک سطر از سخنانش در مطبوعات امروز قابل نشر و یا درج نبود. حداکثر به سرنوشت کسی مثل مرحوم منتظری یا مرحوم بزرگان مبتلا می شد و به همین سبب هم اکنون سعادتمندتر است که در این دوران نیست و نام نیکی را که با خود برده است، برقرار است وگرنه در جمهور اسلامی به انواع مطاعن، مطعون می شد و تهمت ها بر سر او می بارید و جامه اسلامیت و انسانیت را نیز از تن او بیرون می آوردند و اگر فرار نمی کرد و تبعید خود خواسته ای را پذیرا نمی شد دستکم در حصر و حبس خانگی می ماند و یا شاید هم مخفیانه ترور می شد و این سرنوشتی است که من برای شریعتی می بینم اگر زنده مانده بود و تا امروز می زیست و اجازه زیستن داشت.
چند روز پیش گروهی بیدین و ایمان در روز روشن وسط یکی از پارکهای پایتخت دست به اعمالی زدند که اگر در نطفه خفه نمیشدند
درهای بهشت بسته میشد
مردم همه میجهنمیدند
شرایط میرفت که به شکل بیسابقهای از نظر ناموسی کنونی شود
ایمان و امان به سرعت برق
میرفت که مومنین رسیدند
... و بساط علنی بیناموسی بدین صورت برچیده شد.
ماجرا از این قرار است که گویا در یکی از پارکهای تهران گروهی با ابزار و ادوات گوناگون به یکدیگر آب پاشیدهاند.
ریشه قضایا
- آنها در واقع به هم آب نپاشیدهاند، بلکه آب به آسیاب دشمن ریختهاند.
- آنها با این کارشان سعی داشتهاند که از طریق آبپاشی ریشههایِ بنیادیِ اساسیِ اصولِ کلیاتِ مهماتِ اعتقادی را سست کنند.
رئیس پلیس
سردار ساجدینیا، رئیس پلیس پایتخت در گفتگو با «مهر» گفت: «متاسفانه در ادامه وقایع بوستان آب و آتش امروز تعدادی از پسران و دختران جوان در یکی از بوستانهای شهر تهران اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلام کردند که ماموران پلیس پایتخت پس از اطلاع از ماجرا بلافاصله در محل حاضر و تمامی این متخلفان و هنجارشکنان را دستگیر و تحویل مراجع قضایی دادند.»
1- عرض نکردم که ایمان و امان به سرعت برق...؟
2- شما خودتان یک «شدند» بعد از «حاضر»، و یک «کردند» بعد از «دستگیر» بگذارید. اساساً ادبیات نیروی انتظامی یک طوری است که در مصرف فعل صرفه جویی میکنند.
3- این پیروزی، خجسته باد، این پیروزی (2 بار)
بدیهیات
بدیهی است که فتنه مذکور از جانب ابوالحسن بنیصدر، القاعده، سران فتنه، صهیونیسم جهانی، جورج سوروس، کوردلان، اصولگرایان لیبرال، فتنهگران سال 88، خاندان پهلوی، خاندان هاشمی، دشمنان داخلی، دشمنان خارجی، تفرقه افکنان، مجاهدین انقلاب اسلامی، اسرائیل، آمریکای جهانخوار، مجمع تشخیص مصلحت نظام، و ... طراحی و اجرا شده است.
حواشی ماجرا
1- بعد از این اساساً رطوبت بیش از حد در پارکها برای افراد جرم محسوب میشود.
2- گویا در بین دستگیر شدگان مردی بوده که به شدت از هنجارشکنان بیدین و ایمان دستگیر شده برائت میجسته و اصرار داشته که رطوبت لباس او از هنجارشکنی نیست، بلکه حاصل «عرق کردگیِ ناشی از ورزش در پارک» است. ماموران پس از انجام تحقیقات کارشناسی گفتههای وی را تایید کردند و شخص مذکور آزاد شد.
تحقیقات کارشناسی مزبور شامل دو بخش تحقیقات کوتاه مدت و تحقیقات بلند مدت بود.
تحقیقات کوتاه مدت: یکی از سربازان غیور ماموریت یافت تا رطوبت متهم را در نواحی زیر بغل بو کند. نیم ساعت بعد از بو کردن، وقتی سرباز غیور به هوش آمد تایید کرد که رطوبت متهم ناشی از تعرق است.
تحقیقات بلند مدت: برای محکم کاری تصمیم گرفته شد تا تحقیقات بلند مدت نیز صورت بگیرد. لذا متهم را زیر پنکه سقفی نشاندند. بعد از یک ساعت که کاملا خشک شد، شورههای لباسش موید عرق کردگی وی بود.
آلات جرم
در جستجوهای کارشناسی از محل وقوع جرم ابزار و آلات جرم به دست آمد که تصاویر آنها ضمیمه است.

ضمیمه 1: آلت جرم دوقلوی مکشوفه

ضمیمه 2: همانطور که ملاحظه میفرمایید نیمی از محتویات آلت جرم
فوق صرف اعمال مجرمانه شده است

ضمیمه 3: تصویر یکی از آلات جرم پیشرفته

ضمیمه4: آلت جرم طولانی که ریشهاش از پشت دیوار به خیلی جاها
بند است

ضمیمه 5: تصویر آلت جرم فوق به جهت رعایت عفت عمومی به صورت شطرنجی تقدیم میشود
شهرام شکیبا در خبرآنلاین
ما هنوز در مدیریت بحران مشكل داریم. چه در مدیریت بحران شهری و چه در مدیریت بحران رسانهای…
با عرض معذرت، من به هوش و درایت مدیران بحران شك دارم. چه مدیران بحران شهری و چه مدیران بحران رسانه ای…
گذشته چراغ راه آینده است. آدم كشی و ترور مردم بیگناه ایران، برای ما مسالهی تازهای نیست. از ابتدای پیروزی انقلاب تاكنون آدمهای بیگناه زیادی به دست گروهكهای مزدور و ضدانقلاب ترور شدهاند. چه از حزباللهیها و چه افراد عادی جامعه. كافیست سری به آرشیو مطبوعات دهه ۶۰ بزنید. خیلیها صرفا به خاطر ظاهر حزباللهی و محاسن روی صورتشان ترور شدند اگرچه بقال و نانوای یك محله بودند. خیلیها هم به خاطر یك مسئولیت ساده ترور شدند مثلا مسئول انجمن اسلامی یك اداره یا یك محل.
اشتباه ما این بود كه سالهای سال بخشی از تاریخ حساس این كشور و این انقلاب را عمدا و یا سهوا كنار گذاشتیم و فقط در مناسبتهای حساس به سراغ آن رفتیم. ماجراهای دهه ۶۰ یك دوره كلاس درس تئوری و عملی برای كنترل مدیریت بحران و كلاس درس آشنایی با شیوه رفتار گروهكهای ضدانقلاب و همچنین كلاسی برای عبرت گرفتن از سرنوشت ضدانقلاب است.
در گذشته تروریستها با افتخار تمام آدم میكشتند و برنامه تروریستی خودشان را هم با افتخار تمام در نشریات و اعلامیههای خود منتشر میكردند اما امروز سیاست آنها عوض شده. برای رسیدن به مقاصد پلیدشان حتما لازم نیست فردی حزباللهی و یا طرفدار نظام را ترور كنند و همچنین لازم نیست به رفتار خود اعتراف كنند. چه بسا كاملا منكر هرگونه فعالیت تروریستی بشوند و همه چیز را گردن جمهوری اسلامی بیندازند. البته دم خروسشان گاهی مثل ماجرای ترور دانشمندان هستهای بیرون میزند!
پس در چنین شرایطی مدیران بحران باید این مساله را درك كنند و پیشاپیش برای برخورد با چنین مسائلی آماده باشند. مخصوصا بعد از حوادث سال گذشته انتظار میرفت كه مسئولان مربوطه اینبار دقت بیشتری به خرج دهند و هوشمندانهتر رفتار كنند.
سال گذشته بعد از قتل ندا آقاسلطان متاسفانه تا مدتها هیچ خبری از رسانههای رسمی و ملی ما منتشر نشد و اگر درست گفته باشم برای اولین بار نام آقاسلطان در روز چهلم درگذشت وی از صداوسیما پخش شد. این مساله بهانه و فرصت كافی را به رسانههای مخالف جمهوری اسلامی از جمله بیبیسی فارسی داد تا نهایت استفاده را از سكوت ما ببرند و خیلی راحت قتل كاملا مشكوك ندا را گردن جمهوری اسلامی بیندازند.
البته شاید امروز صحبت كردن و قضاوت درباره آن روزها و شبهای پرتنش و جنجالی چندان منصفانه، درست و منطقی نباشد، اما باور كنید نیروی انتظامی و یا سایر مسئولین میتوانستند از همان ابتدا با محكوم كردن چنین اقدامی، ابتكار عمل را از طرف مقابل بگیرند اگرچه قبول دارم كه با جماعتی روبرو هستیم كه به هر دروغ و ترفندی متوسل میشوند تا قاتل بودن ما را ثابت كنند!
این اتفاق مجددا در آشوبهای ۲۵ بهمن هم اتفاق افتاد. با توجه به شعارهای توخالی و مضحك ضدانقلاب مبنی بر راهپیمایی میلیونی از میدان امام حسین تا آزادی تهران آن هم به بهانه حمایت از مردم مصر، هر آدم عاقلی باید این احتمال را میداد كه این جماعت به علت عدم توفیق در همراه كردن مردم با خود، نهایت استفاده را از این فرصت خواهد برد، حتی با دست زدن به ترور و آدمكشی. مساله مهم برای ضدانقلاب، جنجال رسانهای است نه جنجال خیابانی، چون خودشان هم به خوبی میدانند كه در خیابانها قدرتی ندارند!
و متاسفانه باید اعتراف كنیم كه ما علیرغم پیروزی خیابانی، گاهی اسیر این جنجال رسانهای و تبلیغاتی آنها میشویم. در ساعات اولیه دانشجوی كشته شده را شهید بسیجی نامیدیم و چند ساعت بعد، سبزها او را حامی منتظری و حتی مخالف نظام نامیدند! در این میان، مظلوم واقعی باز هم جمهوری اسلامی است. چرا؟! …
امروز سبزهای خائنی كه از راهپیمایی میلیونی (؟!) ۲۵ بهمن چیزی عایدشان نشده، میخواهند با سوءاستفاده از تناقض عكسها و تصاویر صانع ژاله، توپ را در زمین جمهوری اسلامی بیندازند، آن وقت گاهی ما هم توپ را محكم شوت میكنیم درون دروازه خودمان!
ما از كشته شدن هر هموطنی با هر اعتقاد و عقیدهای ناراحت و متاسفیم. لازم نیست كسی حتما بسیجی باشد و یا حزباللهی. به موسوی رای داده باشد و یا به احمدینژاد؛ شیعه باشد یا سنی. گروهكهای ضدانقلابی كه در سی سال گذشته دست در دست صدام، آمریكا و اسرائیل، به ملت ایران خیانت كردهاند و دستشان به خون مردم بیگناه كشور آلوده است، بسیجی و غیربسیجی و شیعه و سنی نمیشناسند. اتفاقا در چنین اوضاعی كشتن آدمهای غیر بسیجی و گاه مخالف و منتقد نظام، شاید بیشتر به نفع آنها باشد!
مگر شهدای پیشین زاهدان همگی شیعه و بسیجی و سپاهی بودند؟ و مگر در تاریخ پر فراز و نشیب انقلاب اسلامی، برادران اهل سنت ما در كردستان و كرمانشاه توسط گروهكهای تروریسی سنی و كرد كشته نشدهاند؟ پس چرا توطئههای جدید ضدانقلاب را به خوبی درك نكنیم؟!
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
امام علی(ع) می فرماید: “چهار چیز نشانه افول دولت هاست: فرو گذاشتن اصول، چسبیدن به فروع، مقدم داشتن فرومایگان و عقب زدن مردمان با فضیلت و لایق”( غرر الحکم، ح ۱۰۹۶۵).
چهار امری که امام می فرماید دو به دو در مقابل هم قرار می گیرند، یعنی حکومتی که اصول را فرو می گذارد به فروع می چسبد و حکومتی که مردمان با فضیلت را پس می زند فرومایگان را بر مسند می نشاند. و البته این دو امر می تواند علامت و نشانه حق بودن یا باطل بودن حکومت ها باشد. و شاید بتوان گفت آنچه در حکومت علوی اصل است در حکومت اموی مساله ای بی اهمیت است و آنچه برای علی بی اهمیت است در حکومت معاویه اصل الاصول است.
برای علی عدالت اصل اساسی است.علی همه چیز را به پای عدالت می ریزد. چرا که عدالت مقوم حکومت علوی است و اگر این اصل از آن گرفته شود با حکومت اموی فرقی ندارد. برای علی نیز حفظ نظامی که مجری عدالت است اهمیت دارد و واجب است. علی تلاش می کند نظام حکومت عادلانه خود را حفظ کند، اما نه به قیمت زیرپا گذاشتن عدالت، چرا که در این صورت با دست خود نظام را از بین برده و حکومت علوی را به حکومت اموی تبدیل کرده است.
در حکومت علی نه تنها حقوق مردم اصل است، چنان که آن را مکرر و به صورت های مختلف، از جمله در عهدنامه مالک اشتر، مورد تاکید قرار داده است، بلکه خود حکومت را هم حق مردم می شمرد و می فرماید:
“امر خلافت مربوط به شما است و کسی در آن حقی ندارد، جز آن کسی که او را برای امارت برگزیده اند. من در مقابل شما حقی ندارم جز اینکه حافظ کلید های بیت المال شما هستم”(کامل ابن اثیر، ج۳، ص ۱۹۳، به نقل از سبحانی، جعفر، مسایل جدید کلامی).
بنابراین در حکومت علی جان، مال و آبروی همه مردم، چه موافق و چه مخالف و چه مسلمان و چه غیر مسلمان اصل است و نسبت به آنها حساسیت نشان می دهد و نه تنها خود به آنها تجاوز نمی کند، بلکه وقتی تجاوز دیگران را می شنود داد و فریاد او بلند می شود. برای علی اخلاق اصل است و به همین جهت در حکومت او دروغ و فریب و حیله جایی ندارد.
اما در حکومت اموی امر به عکس است. بیت المال مردم حرمتی ندارد و دست اندازی به آن جرم نیست و حداکثر یک مساله فرعی است؛ کشته شدن انسان ها اهمیتی ندارد و حداکثر یک فرع است و نه اصل؛ اموال و آبروی انسانها چندان مهم نیستند. و سرانجام نه تنها اخلاق اصل نیست، بلکه سیاست در آن حکومت مساوی است با دروغ گویی و فریب و حیله. در واقع این امور مقومات حکومت اموی هستند، چنان که امام علی(ع) فرق سیاست خود را با معاویه اینگونه بیان می کند:
“سوگند به خدا که معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما او نیرنگ می زند و مرتکب انواع گناه می شود. اگر نیرنگ ناپسند و ناشایست نبود من سیاستمدارترین مردم بودم، ولی هر نیرنگی گناه است، و هر گناهی نوعی کفر است؛ در قیامت هر غدار و مکاری پرچم خاصی دارد که به آن وسیله شناخته می شود. به خدا سوگند من با کید و مکر اغفال نمی شوم و در رویارویی با شداید ناتوان نمی گردم”(نهج البلاغه، خ۲۰۰).
آری! از آنجا که معاویه حکومت را برای قدرت خود می خواهد پس برای حفظ آن به هر کاری دست می زند و برای او اصل این می شود که مخالفان و منتقدان را سرکوب و زندانی و هر صدای مخالفی را در گلو خفه کند.
امام علی در بخش دوم سخن خود معیار و نشانه دیگری را بیان می کند. از آنجا که برای علی اجرای حق و عدالت مهم است قطعا افراد لایق و با فضیلت در حکومت او جایگاه والاتری دارند و بلکه پست های کلیدی در دست آنان است. اما این افراد در حکومت اموی جایی ندارند و کنار زده می شوند. انسان های با فضیلت بی عدالتی ها و ظلم های حکومت اموی را بر نمی تابند و سیاست های مبتنی بر دروغ و فریب را همراهی نمی کنند.
انسان های با فضیلت برای پست و مقام جایگاهی و ارزشی قائل نیستند و تنها به عنوان ابزار احقاق حق به آن نگاه می کنند. این پست و مقام نیست که به شأن و منزلت آنان می افزاید بلکه آنان هستند که منزلت پست و مقام را بالا می برند. اما فرومایگان بی مقدار هویتی ندارند و تلاش می کنند از پست و مقام برای خود شأنی به دست آورند. اینان حقیقت و عدالت و اخلاق را فدای پست و مقام خود می کنند. اینان با حکومت اموی هماهنگ و جور هستند. و اینجاست که کسانی که در حکومت علوی بالاترین جایگاه را دارند در حکومت اموی پس زده می شوند و کسانی که در حکومت علوی جایی ندارند در حکومت اموی مناصب حساس را در دست دارند.
امام علی(ع) در رابطه با گزینش افراد برای پست ها به مالک اشتر می گوید: “افرادی را که در گفتن حق از همه صریح تر، و در مساعدت و همراهی نسبت به آنچه خداوند برای اولیایش دوست نمی دارد، به تو کمتر کمک می کند، مقدم دار، خواه موافق میل تو باشند یا نه؛ به اهل ورع و صدق و راستی بپیوند…”(نهج البلاغه، نامه ۵۳).
منبع: وبلاگ نویسنده
